|
تو که گندم تو که حوا تو که شیطان منی این چه رازی است که در چشم تو باید گم شد باید انگشت نمای تو و این مردم شد در دلم این عطش کیست خدا می داند عاشقم دست خودم نیست خدا می داند خوش به حالت که هنوز از همه جا بی خبری باز هم یاد تو ماند ومن و دیوانگی ام اشک در دامنم آویخت که دریا باشم مثل چشم تو پر از شوق تماشا باشم محرم چشم ترم میشدی و دل می رفت با نگاهی به دل خسته ام آتش زد و رفت
|
About
Authorsمریمالهام Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|