تبليغاتX
حرفهایی از سر دلتنگی -

حرفهایی از سر دلتنگی

 

وای بر من گر تو آن گم كرده ام باشی

كه بس دور است بین ما

كه این سو پیرمردی با سپیدی های مو

و هزاران بار مُردن  رنج بردن

با خَمی در قامت از این راه دشوار

كه این سو دستها خشكیده دل مرده

به ظاهر خنده ای بر لب

و گاهی حرفهای پیچ در پیچ و هم هیچ

و گهگاهی دو خط شعری كه گویای همه چیز است و خود ناچیز

وای بر من گر تو آن گم كرده ام باشی

كه بس دور است بین ما

كه آن سو نازنینی  غنچه ای شاداب و صدها آرزو بر دل

دلی گهواره ی عشقی كه چندی بیش نیست شاید

و از بازیچه بودن سخت بیزار است

وای بر من گر تو آن گم كرده ام باشی

كه بس دور است بین ما

و عاشق گشتن و عاشق نمودن سخت دشوار است

 

+نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت22:9توسط الهام | |